محمد تقي المجلسي (الأول)
184
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
پائين ان همچو هم نباشند سوّم حرامست از كشتار پانزده چيز قضيب و فرج و خايها و سپرز و خون و سركين و زهره و بچه دان و مثانه و نخاع و دو پى زرد كه از گردن مىايد و از پشت مىگذرد و دشبها و حدقه و چشم و خرزه و انچيزيست كه در مغز كله مىباشد گرد و سخت از نخود بزرگتر و ذات الاشاجع و انچيزيست كه در ميان دو سم حيوانات مىباشد و مكروه است رگها و گرهها و گوشهء دل حرامست و گوشتى كه با سپرز كباب سازند و اگر سپرز سوراخ كرده باشند و گوشت در زير ان باشد و اگر سوراخ نكرده باشند و يا گوشت بالا باشد حرام نباشد چهارم مباح است از مرده به كار داشتن چيزى كه در ان زندگى نميباشد و ان پانزده چيز است استخوان و دندان و سم و شاخ و پشم و موى و كرك به شرط انكه ببرند يا محل پيوستگى را بشويند و پر همچنين است و تخم گاهى كه پوست بالا را پوشيده باشد و مايهء پنير كه در شيردان مىباشد و شير نزد بعضى و حرامست به كار داشتن موى سگ و خوك و هر چه ازوست و اگر چه از مرده مباح باشد پنجم حرامست به كار داشتن پوست و گوشت مرده و هر چه زندگى در آن باشد از پيه و دنبه و غير آن اگر چه از براى روشنى چراغ باشد و انچه از زنده جدا سازند و جائز است از براى روشنى به كار داشتن روغنى كه نجس كشته باشد نه در زير سقفى بلكه در زير اسمان و بعضى گفتهاند جائز است ساختن دلو از پوست مرده كه بان اب كشند نه از براى وضو و نماز و اشاميدن و اگر چه ترك ان بهتر است و اگر گوشت مرده يا گوشت كشته بهم برايد و نتوان از هم جدا ساختن حرام باشد خوردن ان و بعضى گفتهاند جائز است فروختن ان به كسانى كه خوردن مرده را روا ميدارند چون قصد فروختن گوشت كشته كند ششم شوربائيكه در ان اندك خون افتد به جوشيدن پاك نميگردد و امّا گوشت و كوفته و نخود و مانند ان حلال باشد چون بشويند و مشهور انست كه نجاست غير خون همچو خمر چون بديگ افتد همين حكم دارد و اگر در چيزى غير روان نجاستى واقعشود همچو عسل و روغن و دوشاب بسته ان نجاست و انچه بدان پيوسته است بيندازند و باقى حلال باشد و نانيكه باب نجس خمير كنند بپختن پاك نميگردد مگر انكه بسوزد هفتم مكروه است خوردن آنچه به آن دست رسانده است جنب و زن حائض و نفسا با تهمت آلودگى و كسى كه از نجاسات پرهيزى ندارد و امين ساختن بريختن شيره كسى را كه حلال ميداند خوردن ان پيش از رفتن چهار دانگ هشتم مكروه است شفا جستن از ابهاء گرم كه در كوهستان مىباشد و چهار پاى را مست كننده دادن و شيرهء انگور را بسلف فروختن نهم جائز نيست خوردن مال ديگرى بى اذن امّا در خانهاى كه در كلام مجيد ربانى اذن به خوردن در انجا واقعست و ان خانهاى زنان و فرزندان و پدران و مادران و برادران و خواهران و عمات و عمها و خالات و خالها و بندگان و دوستانست مباحست خوردن در انجا بى اذن ايشان مادام كه كراهت ايشان معلوم نباشد و بعضى شرط كردهاند كه در خانه رفتن بايد كه بيرخصت ايشان نباشد و خلاف كردهاند در خوردن ميوه كه بر انجا گذر افتد اكثر برانند كه مباحست و جائز نيست در انجا چيزى برداشتن و خراب كردن و به قصد ان رفتن و بعضى منع خوردن نيز كردهاند بجهة روايتى و ان به احتياط نزديكتر است و بعضى گفتهاند بايد كه سه بار اواز كند به صاحب بستان و ازو اذن خواهد اگر جواب دهد بان عمل كند و اگر جواب ندهد بخورد گاهيكه ضرورت داشته باشد و اگر تواند قيمت دهد و ظاهر انست كه رخصت گاهيست كه ميوه بر درخت باشد يا افتاده و اگر چيده باشند يا از مالك كراهت فهم كند اقرب انست كه حرام باشد فصل دوّم در خوردن در حالت اضطرار